در سال 1953 مارگارت لووزفلد كتابي تحت عنوان بازي در كودكي را نوشت و در آخرين فصل كتاب خود اين انديشه را طرح كرد كه بازي ميتواند داراي هدف ذيل باشد: 1- بازي به عنوان وسيلهاي جهت برقرار كردن ارتباط كودك با محيطاش به كار ميرود و كودك را براي انجام كارهاي بهتر در زندگي آينده آماده ميكند، از اين حيث بازي داراي اهداف اجتماعي ا ست. 2- بازي در دنياي كودكان در يك چيدمان خلاق در عنصر (شناخت و احساسات) را در كنار يكديگر قرار ميدهد. جايگاه بازي در دنياي كودكان قرابت بسياري با كاركرد مذهب و فلسفه در زندگي بزرگسالان دارد. 3- بازي زندگي عاطفي كودك را منعكس ميسازد و كودك را آماده ميكند تا در آينده عواطف خود را از طريق هنر بيان نمايد. 4- بازي به عنوان ابزار استراحت و لذت به كودكان خدمت مينمايد.
|
دیدگاه خوانندگان